تبليغاتX
دختـــــــــــــران بـــــــــــــــاران

سحر واسه همیشه فراموشم کردی ؟!

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:14 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

سلام سحری جونم !

عزیزم من که واست آف گذاشتم ! انگاری نیومده واست !

اح هر وقت من میام تو نیستی !

دستم بهت برسه سحر میکشمت !

خو دلم برات تنگ شده دیوونه !

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:55 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

وقتی میاد و تو رو از مرگ حتمی نجات می ده ..

وقتی میاد و از وسوسه های درونی آزادت میکنه

وقتی صدایی درونت تکرار میشه :

آرام باش آرام باش ..بهار نمی تونه ازت دلخور باشه ..

وقتی اشکات بدون اجازه میان پایین ..

فرق نداره کجا باشی .. فقط دوست دارن بیان پایین ..

اشک .. فشرده ی احساسات درونی ..

وقتی چشمات خشک شده و

گوشات از بس منتظر یه خبریه که برات بیاد ..

دیگه خسته شدند ..

ته ته دلت روشنه و منتظری ..

منتظر یه اتفاق .. حادثه ی عبور تو ..

و تو بلاخره می آیی ....

rnoba9yxzdlaah4w7o7.jpg

پ.ن : خدایا شکرت ..

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 18:7 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

سلام سحر جوووووووووووووونم

دیوونه چرا فکر کردی ازت دلخورم ؟! فقط ناراحت بودم که چرا دیگه نمیتونیم همدیگه رو مثل قبل راحت ببینیم و با هم حرف بزنیم ؟!

دلم خیلی برات تنگ شده ! واسه تو ، واسه اون روزا که با هم بودیم ، واسه خنده هامون ، واسه گریه هامون ، واااااااااااااای که چه روزایی بود و قدرشو ندونستیم ؟!

تا حالا هیچوقت با هیچکس همچین لحظه های شیرینی رو حس نکرده بودم سحر باور کن !

هنوزم خیلی دوستت دارم و برام خیلی عزیزی !

دلم میخواد مثل قبل ببینمت و با هم کلی حرف بزنیم !

خیلی دلم میخواد !

من هیچوقت از آبجی گلم دلخور نمیشم اگرم بشم حتما به خودت میگم عسلم !

همیشه دلتنگتم و محاله فراموشت کنم چون تو تکی ! گلی ! ماهی ! جیگری !

دووووووووووستت دارم سحرم !

منتظرتم خانومی گلم !

مراقب خودت باش عزیزم و هر وقت تونستی از خودت بهم خبری بده یا بلاگو اپ کن !

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

فعلا عزیزه دلم !

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 14:40 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

در این هستی غم انگیز

وقتی روشن کردن چراغ ساده ی (دوستت دارم)

کام زندگی را شیرین میکند

وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی ات

زندگی را تا مرزهای دور و سبز

می لغزاند

دیگر-نازنینم-

چه جای اندوه

چه جای اگر...

چه جای کاش...

و من این حرف آخرم نیست

به ارتفاع ابدیت دوستت دارم

حتی اگر به رسم دوری فرصت گفتنش را نداشته باشم

توی دیوونه باید اینو تو کله ات فرو ببری که محاله فراموشت کنم و تا ابد دوستت دارم....

س.ح.ر

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 9:17 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

سحر خیلی دیوونه ای اگه فکر کردی واسه یه لحظه ام فراموشت میکنم

ازت دلخور شدم

کاش میدیدی که چرا نمیتونم بیام و چرا نمیتونم مثل قبل باشم

کاش در مورد من اینجوری فکر نمیکردی

خودت که میدونی من چقدر مشکل دارم پس دیگه فکرای بد نکن

اگه میدونستی چقدر دلم واسه روزای با تو بودن تنگ شده اینجوری نمیگفتی

اشکمو در آوردی!!

الانم دلم برات تنگه کاش باور میکردی

دیگه حتی نمیتونم زیاد بیام نت باورت میشه ؟؟

کاش شمارتو  برام بذاری حداقل واست اس ام اس بدم

هنوزم داد میزنم و میگم :

سحر دیوونه ی خودم،

 خیلی خیلی دوستت دارم

 و محاله فراموشت کنم

اینو تو کله ات فرو کن با هر چی خودت صلاح میدونی دیوونه

دوستت دارم

دستم بهت برسه میکشمت که دیگه از این حرفا نزنی

حیف که نمیرسه !!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:40 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

ما هميشه در حال فراموش کردنيم

از خودمان گرفته تا خدا

...

(ادامه اش نمیدهم

خودت فکر کن چرا؟!!!)

س.ح.ر

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8:13 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

 

سحر دلم برات تنگ شده ، تو رو میخوام

نمیدونم چرا قسمت نیست همدیگه رو ببینیم

هر وقت من میام تو نیستی ، هر وقت تو میای من نیستم

خیلی دلم میخواد باهات حرف بزنم خیلی

وقتی یاد اون روزا که با هم بودیم می افتم دیوونه میشم سحر

کاش بازم بشه پیش هم باشیم

خیلی دوستت دارم هر روزم بیشتر میشه

مراقب خودت باش سحرم

بازم منتظرتم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:42 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

حالا که آمدی

بگذار آذین ببندم خیابانها را،

برای چشم روشنی دیگر آب نمی ریزم

روی این کوچه های خاک گرفته

تا مبادا بوی نم

در هوای دلت بپیچد!

دوست دارم جیغ بکشم

جیغی قرمز و یا بنفش و یا هر رنگی دیگر

دوست دارم فریاد بزنم که:

دوستت دارم بهار من!

هی آبجی!

نقطه نمی شناسد...

و یا هیچ ویرگولی را،

بی نقطه چین ست دوستت دارم های من!

اینو همیشه یادت باشه

س.ح.ر

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 9:24 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |

 

سلام سحر جوووووونم

بلاخره طلسم اومدنم شکست آبجی گلم

انقده دلم برات تنگ شده که نمیتونم اندازشو بگم

منتظرم توام بیای بازم مثل قبل اینجا رو آپ کنیم

و بهش سر و سامان بدیم

تو که نیستی دل و دماغشم ندارم

خیلی دلم میخواد باهات حرف بزنم

منتظرتم سحر گلم خوشحالم که داری فوق لیسانس میگیری

برات دعا میکنم که موفق بشی

منتظرتم عزیزم

بووووووووووووووووووووووووووس

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 15:51 توسط سحــــــــــر و بهــــــــــــــار |